تبليغاتX
با جدایی هیچی تموم نمیشه
 
 
   
 
 

مدتي است شب‌هاي سرد

اشك، مژه‌هاي چشمم را آب تر مي‌دهد

تا جاري باشم از انتظار

در غروب سرخ چشمانم نفسهايت را زمزمه مي‌كنم

و آنگاه است كه نفسهايم را عميقتر مي‌كنم و اشك حسرت مي‌ريزم

قسم به ياد تو حس غرور خواهم كرد

سوار جاده انديشه‌ام، نمي‌دانم

ز كوچه‌هاي خيالت عبور خواهم كرد؟

نسيم نفسهايت كوچه‌هاي انتظارم را خنكي و طراوت مي‌بخشد

گرمي نفسهايت قلب سردم را گرمي مي‌بخشد.


 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

خيلي نوشتم آب

تا باران ببارد

اما...

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

 هرگاه شادم یاد تو غمگینیم می کند. هرگاه غمگینیم یاد تو شادم می کند

پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند…

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

از وقتي رفتي روزهام هزار هزاره

دلم غوصه داره بي قراره

از روزي كه رفتي خوشي‌هام يكي دوتا شد

اون هم پرپر جدايي‌ها شد

از وقتي رفتي من ديگه من نيستم

شدم اسير تنهايي يگه كسي نيستم

از وقتي كه رفتي هم اوتاق تنهايه اوتاقم گشتم

خسته و جدا از دوستان گشتم

از وقتي كه رفتي كار هر شبم شده بغل كردن عكست

حس كنم نيمه شبها كنارت

از وقتي كه رفتي اي مهربون نامهربونم

بغض سنگينم رو هر شب مي‌تركونم

از وقتي كه رفتي ...

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

خدايا

اي خداي من

حادثه بيافرين

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

خوشی را در کدامین سرزمین به کامم خوش کردی

خوشی که پرپر شد

باعت گناه تازه از غم شد

غذاب سرشار از حسرت

از یاد و یادگارت

خوشی که از غمت شد

از حضور آشکارت در غمم

از بودنت در افکارم

غمی که به کامم خوش بود

یادی که در یادم کم نبود

چه بسا از دوری بی گمانت بود

دوامم از غم بود

غمی که ز یادت فزون بود

تو همون حس غریبی

تو همون عشق خدایی

بودنم از بودنت بود

از بودنت در غمم بود

این بود غم بودنم

هر چه بود کم نبود

نفسم بریده در قفس بود

نفسم هم نفس، نفست بود

خوشی را در کدامین دنیا به کامم خوش کردی

بی خبری آیا، خوشی

برام غریبه شد خیلی

خوشی من از بودنت بود

از حضورت در کنارم بود

عشقم غمت بود

حالا بگو کجایی

کجایی...

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

نگاهی خیره به صندلی کز کرده به دیوار
صندلی هم به دیوار تکیه کرده
او دیگر باید روی پای خود می ایستاد اما ...
بر روی آن جای من خالیست یا جای با شکوه تو؟
که این بار نگاهم به تو خیره گردد و از گرمی حضورت پر ز شوق گردم
گاهی لبخندی تلخ و گاهی چند قطره اشک سرد
اما من می دانم که جای هر دوی ما خالیست
تو رفتی و ز من گذشتی و من هم چندیست در پی تو آواره
پس جای هر دوی ما خالیست
جسم بی جانم اینجا روح خسته ام دربه در تو
کجایی ... ؟!؟!؟!؟؟
زیر آسمان کدامین شهری ؟
رخ زیبایت را آفتاب کدامین شهر هر روز با گرمی بی کرانش نوازش می کند
خورشید تابان بی آنکه تکاپوی ز خود نشان دهد هر روز گل رویت را می بوسد
حقا که حسادت دارد.
اما من، منه دل شکسته پی تو زمین و زمان را به تکاپو انداختم اما نشانی از تو نیست
آیا این انصاف بود ؟!؟!؟
آیا از پنجره به آسمان سیاه نگاهی انداختی ؟
دریافتی که سیاهی شب های تو همانند روزهای سیاه و تلخ من است ؟
باز نگاهی اشک آلود به صندلی خالی و تجسم حضور سبزت...
اما یک لحظه به خود آمدن و دیدن جای خالیمان روی صندلی
ای وای چه حس بدی
ای وای که باز دنیا سرم خراب شد
ای وای که باز قلبم گرفت
ای وای که باز ...
برگرد تا لحظه هایم معنی دوباره پیدا کنند
برگرد تا جون تازه بگیرم
برگرد چون تو فراموش شدنی نیستی
برگرد تا صندلی اتاقم بیش از این جالی خالی ما را حس نکند


دوستت دارم از همیشه تا فردای قیامت

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

نيستي دارم دق مي کنم
نيستي دارم مي پوسم
عکساتو من يکي يکي بر مي دارم مي بوسم
پيرهن يادگاريتو هر شب دارم بو مي کنم
براي برگشتن تو به آسمون رو مي کنم
نيستي دارم دق مي کنم
نيستي دارم مي پوسم

عکساتو من دونه دونه بر مي دارم مي بوسم
از خدا مي خوام دوباره تورو ببينم روبروم
قسم به اشک حسرتم فقط همينه آرزوم
نيستي دارم دق مي کنم
نيستي دارم مي پوسم
عکساتو من دونه دونه برمي دارم مي بوسم
يه عالمه گل مي يارم همه رو پر پر مي کنم
هر شب دارم همين جوري تنهايمو سر مي کنم
تمام اشکم هديه نبودنت کنار من
نمي دوني چي مي گذره به قلب بي قرار من
واي که چقدر سخت برام ثانيه ها بدون تو
دلم مي خواد باز ببينم چشاي مهربون تو
نيستي دارم دق مي کنم
نيستي دارم مي پوسم
عکساتو من دونه دونه بر مي دارم مي بوسم

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

من اینجام

اسیر تن اسیر اتاق

روزها را می پیمایم در شرایط سخت

یکی پس از دیگری و دیگری از پس دیگری

و من خسته از روزها

شب گرم، اشک سرد روی گونه جاری

اتاق تاریک، تیک تیک ساعت جاری

و من با رویایه دیرینه در تعامل

زیباست و ریشه سوز

آرامبخش و جان سوز

و من

سر کردن شبی دیگر اما

اما

بی تو - بی تو

وای بر لحظه های من

ناتوان از بستن چشمهایم

در حسرت خواب دیگر از تو

تا تو باشی در کنارم

نوازش موهایت با دستانم

تا باشم مردی خندان از گذشته

نکشم آهی سرد از آینده

و من

در تاریکی و ظلمان شب

جز نقش تو در نظر نیامد

جز کوی تو رهگذرم نیامد

خواب اگر به چشم هم خوش آمد

حقا که به چشم من نیامد

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

می بینی سکوتم را؟

می بینی نداشتنت چه بر سر فریاد خاموشم آورده است؟

می بینی دیگر رویای داشتنت هم نمی تواند تن لرزه های شبانه ام را آرام کند

می بینی هق هق نگاهم چه سرد بر دیواره ی همیشه جاودانه ی نبودنت مشت می زند؟

می بینی؟؟

دیگر شانه هایم تاب تحمل خستگی هایم را ندارد...

دیگر چیزی از کوله ام باقی نمانده...

می بینی درماندگی ام را؟

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

چه عذابيه که امروز تورو دارم و ندارم

با شکستنت شکستم  عاشقم عاشق و خسته م
پايِ تو موندم و ساختم  دل به هيچکسي نبستم
همه عشقت  همه عشقم قسم دروغ نخوردم
بازي برده رو باختم  به تو باختم و نبردم


وقتِ گريه هات دلم رو به شبام شعله کشيدم
حقمو دادي و رفتي من به هيچي نرسيدم
خيلي   سخته     دل بريدن 
   خيلي   ساده س    دل شکستن
سخته   عاشقونه موندن


دل به هيچکسي نبستن
چه عذابيه که امروز    تورو دارم و ندارم
موندي تا ابد تو قلبم
اما رفتي از کنارم

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

 تو دنياي مني ، شعر آخر مني،فقط و فقط مال مني تو را چون عشق و رويا دوست دارم.تو را چون عطر گلها دوست دارم.تو را چون سايه اي افتاده بر خاک دوست دارم.تو را تنهايه تنها دوست دارم بي قرارم تو هستم و در دل تنگم گله هاست، آه بي تاب شدن عادت کم حوصله هاست ،مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب،در دلم تو هستي و بين من و تو فاصله هاست  سکوتم را به باران هديه کردم،تمام زندگي ام را گريه کردم،نبودي در فراق شانه هايت،به هر خاکي رسيدم تکيه کردم، عاشقانه ، عارفانه ، بي بهانه ، خالصانه ، با صداق.

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

بزار نگم

حالا که آخرین شبه
خوب میدونم برای تو بهترین شبه
بزار نگم ، بزار بمونه تو دلم
با خون دل یه جوری حل شه مشکلم

من عاشقم گلایه هامو می خورم
پیش خدا درد دلامو میبرم

چرا نگم ؟؟؟
بزار بگم ، دلم شکسته نازنین
تو رو خدا پیشم بمون تنهایی بسه نازنین
چرا نگم ؟
بزار بگم ،از اون شبهای دلهره
فکر نبودنت داره آرزوهامو می خوره
بزاربگم ، بگم بهم چیا گذشت
دلی که رفت ، محبّـــتی که بر نگشت
چرا نگم ؟ همیشه منتظر بودم

تو کوچه ها همیشه در به در بودم

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

بين روياي شبانه جستجويت ميكنم

تو گل عشق مني هر لحظه بويت ميكنم

برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد

اي اميد آخرينم آرزويت ميكنم


 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 
 
   
 
 

برای فراموشی تو همیشه راه نرفته رو برگشتم، آخه خودم رو در مقابل خدا دیدم

 
 
 |    نوشته شده توسط اهورا
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

ميزباني ميزبان هاست دامين دامنه دومين