Separation does not mean the end of our love
اگه یه مدته نیستم چون در خود گیر هستم وقتی می خوام بهت بگم چقدر پریشونم، تحمل می کنم در سکوت حس می کنم خودخواهیه جاده ها خبری از دردم برات نداره ندایه دلم رو از فاصله ها نمی شنوی نه می توانم ببخشمت نه می توانم نبخشمت هر کسی پرسید گفتم همه چیز عالیه یه دورغ عادت همیشگی دم و بازدم نفس هام از تو نوشتن واسه بودنم کنارت بال پروازم را شکستم جواب اشکهایم خشکیدام چی خواهد بود؟ بدون تو چه جوری زنده بونم دردت به جونم دیگه همه تحمل ها داره به پایان می رسه تحمل دوریت تحمل نبودنت تحمل چشم انتظاری تحمل ... دلم برات خیلی تنگه نفسم زمانی فراموشت خواهم کرد، عقلم خاموش نفسم قطع روحم در آسمان تنم زیر خاک رفتی و شکست قلب بی گناهم نشکفته پژمردن آرزوهایم تنهایی به کام من ریخت،درد و ماتم رفتی و شادی غریبه شد با من خاموش نمی شود،با هزار اشک و آهم سرزمین آتش گرفته ی قلبم بیا ای زندگی،تو هم بگذر از من سیرم از تو،بس کن دیگر! پشت شيشه هوا تاريك است پشت شيشه ديوار بلند است در سكوت اتاقم، صداي چيك چيك اشكم ترانه اندوه مينوازد پايان برگهاي سپيد دفتر آغاز يا تو بود پشت شيشه ديواري سياه قد علم كرده گويي به هيچ كجا راه من باز است پشت ديوار صداي خنده عابري، سكوتم را تلنگر ميزند آه اي رهگذر، من را يا خندههاي زيبايه "نفسم" انداختي دستهايم چون نهالي سست ميلرزد از خالي بودن دستهايم در دست تو روحم با قطره قطره اشكانم زره زره از وجودم خشكيد ديگر از بي تو بودن وحشتي تنم را ميلرزاند پشت شيشه سرد است پشت شيشه هوا تاريك است. من و همراه هميشگيم، خودكار و افكار و ذهن خستم، امشب يك هدف دارم با هم در تلاشيم كه بتوانيم بتوانيم از رخ زيبايت بازگو كنيم اما اما عاجزيم از اين كار همه سكوت ميكنيم و ميگوييم: تو بهاري دوستت دارم هنوز بهار من ديده به چه اميدي بر بندم هر از گاهی دریا هوس میکنه به ساحل سری بزنه
![]()
آخه
دیشب خوابت رو دیدم
چه خواب شیرینی
چه خواب خوبی
خوشبحالم
بغلم کردی
من فقط به چشم هات نگاه می کردم
می بوسیدمش
تمام آرزوم همینه خدا

![]()
![]()
همه پی یک هدف اما خسته و بی هدف
اجباری است مجبوری
راه نرفته اما چشم به آخر دوخته
چه سخت است سختی
تعملی در گذر سخت و چه بسا آهسته ی ثانیه ها
روزها را خط خطی کردن یا خط کشیدن روی روزها
فریاد حبس شده در سکوت
قدم های کوبنده بر نشیمنگاه
پا فشاری بر اجبار
حرکتی به عقب
خسته از تکرار بی امان تکرار
![]()
کاش پاره ابري ميشد دلم
و مهرباني مي باريد
و نگاهم را با نگاهش آشتي مي داد
آه که دوستت دارم چه کلام کاملي ست
و من دلم چقدر تنگ دوست داشتن است
![]()
وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست
کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست
گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست
![]()
همین الان
یه لحظه...
فقط یه لحظه...
سر بزارم روی پاهات و بخوابم
♥♥♥
کاش می شد
همین الان
یه لحظه...
فقط یه لحظه...
سر بزارم رو سینت تا بینهایت گریه کنم
♥♥♥
کاش می شد
همین الان
یه لحظه...
فقط یه لحظه...
تو رو با تمام احساسم ببوسم
♥♥♥
کاش می شد
همین الان
یه لحظه...
فقط یه لحظه...
آروم توی بغلت جون می دادم
♥♥♥
برای تو مردن آرزومه
![]()
کوچه خاکستریه باز
زیر بارون
من چه دلتنگتم امروز
انگار از همون روزهاست
حال و هوام رنگه تویه
کوچه ها رنگ تویه
♥
دلم گرفته، دوباره هوایه تورو داره
چشمایه خیسم واسیه دیدنت بی قراره
این راه دورم خبر از دل من که نداره
آروم ندارم یه نشونه می خوام واسه قلبم
جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمی بندم
این دل تنهام دوباره هوایه تورو داره
♥
هوایه شهر تو با بوی گلها
پیچیده توی اتاقم مثل خواب
داره بدجوری غریبی می کنه
آخه جز تو دردمو کی می دونه!![]()
ساحلی
کوچه های خسته ام را نیست
عابری
شب سیاهم را نیست
سرپناهی
تن خسته ام را نیست
آرامشی
اندوه بی پناهم را نیست
روز روشنی
درد بی کسیم را نیست
مرهمی
روزگاران سختم را نیست
خوشی
نفس تنگم را نیست
هم نفسی
راه بی پایانم را نیست
همسفری
بغض سنگینم را نیست
پایانی
غربت تلخم را نیست
آشنایی
چشم های گریانم را نیست
شانهایت
چشم انتظاریم را نیست
حضوری
...
..
.
نیست هایم را نیست
راه چاره ای
![]()
در آستانه شب های طولانی
در امتداد اشک های بی صبر
در انتظار روز وصال
توان ماندنم بی تو رو به رکود
تو در خوابی، ای نجات دهنده
من در آستانه سوختن از غصه ی تو
من به پایان نفسهایم بی تو می اندیشم
من را کسی جز تو نمی سازد از سر
خردم را از دست دادم
خورشید سرد است
تبش کمرنگ است
کوچه های خسته از گذر من
من خسته از گُذر ناگُذر![]()
به او لحظه دیدار
به او تب و تاب بسیار
دنیا به چی می ارزه ؟
کنار آن پیاه رفتن
دستت تو دستم عاشقانه رفتن
دنیا به چی می ارزه ؟
قهوه ی تلخ سر کردن
شیرین ترین لحظه را طی کردن
دنیا به چی می ارزه ؟
به او همه قول قرارها
توی آب پارو زندن ها
دنیا به چی می ارزه ؟
به او روسری قهوه ای
به اون خنده ی مخملی
دنیا به چی می ارزه ؟
به اون شال و کلاه گل گلی
به اون بوسه سر سری
دنیا به چی می ارزه ؟
به اون حرف آخری
به ان اشک دلبری
دنیا به چی می ارزه ؟
...
..
.![]()

![]()
![]()

![]()

![]()
سر به دامان كي گذارم
قلبم به درد آمد باز
گويي تو را ميخواند اي دل نواز
بي تو نتواند سر كند
صدايش مرا لرزان كند
راه چاره يكي بيش نيست
كشيدن اسمت بر تن خويش نيست
به يك لظحه آرامم گيرد
شراب چشمانم مرا گيرد
اين چنين است قصه شب من
اين چنين است راز دل من
![]()
براش مهم نیست ساحل دستشو میگیره یا نه
مهم اثبات وفاداری دریاست . . .
![]()
می گفت هیچی نمیتونه باعث جداییمون شه
حالا 
![]()

دوستت دارم
به آن اندازه که نه می توانم بگویم
نه می توانم بنویسم
و نه می توانم ابرازش کنم
پس تو با قلبت که دریایی بیکران است، احساسش کن.
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



