تبليغاتX
با جدایی هیچی تموم نمیشه - دست نوشته های نگفته ام 4
با جدایی هیچی تموم نمیشه

Separation does not mean the end of our love

من اینجام

اسیر تن اسیر اتاق

روزها را می پیمایم در شرایط سخت

یکی پس از دیگری و دیگری از پس دیگری

و من خسته از روزها

شب گرم، اشک سرد روی گونه جاری

اتاق تاریک، تیک تیک ساعت جاری

و من با رویایه دیرینه در تعامل

زیباست و ریشه سوز

آرامبخش و جان سوز

و من

سر کردن شبی دیگر اما

اما

بی تو - بی تو

وای بر لحظه های من

ناتوان از بستن چشمهایم

در حسرت خواب دیگر از تو

تا تو باشی در کنارم

نوازش موهایت با دستانم

تا باشم مردی خندان از گذشته

نکشم آهی سرد از آینده

و من

در تاریکی و ظلمان شب

جز نقش تو در نظر نیامد

جز کوی تو رهگذرم نیامد

خواب اگر به چشم هم خوش آمد

حقا که به چشم من نیامد

نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 11:55 توسط اهورا| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ